تبليغاتX
نفســـانـــــیــــــات - در مورد یادداشت صبح دانشگاه2


. فارغ التحصيل مهندسي برق
. از دانشگاه صنعتي اصفهان

. كارشناس ارشد الهيات
. علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل
.


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




آرمانشهر
تله پــاتی
سه الف
لعل
جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
میرزا قلی‌خان راپورتچی
هـــــــوا خـــــــوري
مسجد مجازی
عارفانه
محمد حسین ساعی
در جستجوی حقیقت
تشریک
چــای نــبــــات
تسنیم
دستان
انتظار
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
خاکریزیسم
نطع نمک
آرمانخواهی
انانيت من
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
ثقـــلیــــــن
باد صبا
گیومه
روستاي فطرت آباد
حديث هجرت
اینجا نبودن
مسک
قرارگاه
شاهد بيآورم..؟
عصیان
افکار یک من
تأملات
كوچه صداقت
آتک آویژه




شهریور 1390
مرداد 1390
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385








 

اگه مطلب قبلی را خوندید این را هم بخونید

 

یکی از دوستان فاضل که از سابقون در غربشناسی و وبلاگ نویسی و ....الخ هستند و به نظر بنده و خیلی از صاحبنظران اگر فضاهای بیشتر و تریبون های بزرگتری برای رشد بهشون داده می شد، احتمالا تا حالا یک مددپوری، زرشناسی، چیزی! شده بودند، در مورد مطلب قبلی ( یادداشت تیر برق، جنبش نرم افزاری و احمدی نژاد) یادداشتی در وبلاگ خودشان یونس در اقیانوسگذاشته اند، که ظاهرا ادامه دار هم هست.

در قسمت اول مطلب بیشتر دغدغه های خودشون را در مورد فهم دقیق و عمیق توسعه مطرح کردند که نکات قابل استفاده ای داشت:

اما دغدغه ای که من بیشتر در یادداشت قبلی دنبال می کردم، - به شرط آن که به پراگماتیسم اسلامی متهم نشوم- دغدغه "چه باید کرد ؟" بود که البته در یکی دو پاراگراف آخر مطلبم به این مطلب که چه مدلی می تواند الگوی ما باشد اشاره کوتاهی داشتم.

تلازم ایمان و عمل صالح(الذین ءامنوا و عملوالصالحات)، با فرض این که کفر به طاغوت (فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقداستمسک بالعروة الوثقی) را خوب و عمیق درک کردیم در شرایط فعلی چگونه متبلور می شود؟ این بصیرت در عمل چگونه متجلی می شود؟

حتی به نظر من این که ما در جواب سوال فوق صرفا تاریک بودن فضا (فرهنگ مدرن موجود) و ضرورت مبارزه با ظلمت آن را بعنوان استراتژی بیان کنیم، عمیق تر و دقیق تر است تا مثلا به این فکر کنیم که "چه تکنولوژی ای باید وارد کشور شود" ولی فکر می کنم اگر با عمق وجودمان به این جواب رسیدیم حاصل آن یک داغ درونی برای جهاد و تلاش بیشتر خواهد بود، نه یک گوشه نشستن و نق زدن که بقیه توسعه را نمی فهمند و غربشناس نیستند.

و این داغ و عطشِ تلاش و مبارزه، در سطوح مختلف هویت تمدنی ما می تواند جلوه های متفاوتی داشته باشد. حتی تلاش صادقانه همان کارمند اداره برق مثلا با این افق که تلاش من برای کارآمدی نسبی یک سایه ای از تمدن دینی در ظلمت دنیای مدرن است در حد خود موثر است؛ هرچند مشکل اساسی ما با حل شدن مشکل تیر برق حل نمی شود، اما ما باید یاد بگیریم که در یک دنیای پر از شر با شرور کمتری جامعه مان را تا آن جایی که می فهمیم خوب اداره کنیم.

نکات دیگری هم در ذهنم هست ولی فعلا همین قدر بسه، تا از ادامه نوشته دوستمون علیرضا مکاریان استفاده کنیم و ببینیم آخرش به کجا ختم می شود.


نوشته شده در تاریخ ششم فروردین 1386 |




Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.