![]() |
![]() |
|
. فارغ التحصيل مهندسي برق . از دانشگاه صنعتي اصفهان . كارشناس ارشد الهيات . علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل .
صفحه نخست
آرمانشهر
|
اگه مطلب قبلی را خوندید این را هم بخونید
در قسمت اول مطلب بیشتر دغدغه های خودشون را در مورد فهم دقیق و عمیق توسعه مطرح کردند که نکات قابل استفاده ای داشت: اما دغدغه ای که من بیشتر در یادداشت قبلی دنبال می کردم، - به شرط آن که به پراگماتیسم اسلامی متهم نشوم- دغدغه "چه باید کرد ؟" بود که البته در یکی دو پاراگراف آخر مطلبم به این مطلب که چه مدلی می تواند الگوی ما باشد اشاره کوتاهی داشتم. تلازم ایمان و عمل صالح(الذین ءامنوا و عملوالصالحات)، با فرض این که کفر به طاغوت (فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقداستمسک بالعروة الوثقی) را خوب و عمیق درک کردیم در شرایط فعلی چگونه متبلور می شود؟ این بصیرت در عمل چگونه متجلی می شود؟ حتی به نظر من این که ما در جواب سوال فوق صرفا تاریک بودن فضا (فرهنگ مدرن موجود) و ضرورت مبارزه با ظلمت آن را بعنوان استراتژی بیان کنیم، عمیق تر و دقیق تر است تا مثلا به این فکر کنیم که "چه تکنولوژی ای باید وارد کشور شود" ولی فکر می کنم اگر با عمق وجودمان به این جواب رسیدیم حاصل آن یک داغ درونی برای جهاد و تلاش بیشتر خواهد بود، نه یک گوشه نشستن و نق زدن که بقیه توسعه را نمی فهمند و غربشناس نیستند. و این داغ و عطشِ تلاش و مبارزه، در سطوح مختلف هویت تمدنی ما می تواند جلوه های متفاوتی داشته باشد. حتی تلاش صادقانه همان کارمند اداره برق مثلا با این افق که تلاش من برای کارآمدی نسبی یک سایه ای از تمدن دینی در ظلمت دنیای مدرن است در حد خود موثر است؛ هرچند مشکل اساسی ما با حل شدن مشکل تیر برق حل نمی شود، اما ما باید یاد بگیریم که در یک دنیای پر از شر با شرور کمتری جامعه مان را تا آن جایی که می فهمیم خوب اداره کنیم. نکات دیگری هم در ذهنم هست ولی فعلا همین قدر بسه، تا از ادامه نوشته دوستمون علیرضا مکاریان استفاده کنیم و ببینیم آخرش به کجا ختم می شود. ● نوشته شده در تاریخ ششم فروردین 1386 | |
|
Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|