تبليغاتX
نفســـانـــــیــــــات - نصيري ژورناليست، نصيري نويسنده


. فارغ التحصيل مهندسي برق
. از دانشگاه صنعتي اصفهان

. كارشناس ارشد الهيات
. علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل
.


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




آرمانشهر
تله پــاتی
سه الف
لعل
جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
میرزا قلی‌خان راپورتچی
هـــــــوا خـــــــوري
مسجد مجازی
عارفانه
محمد حسین ساعی
در جستجوی حقیقت
تشریک
چــای نــبــــات
تسنیم
دستان
انتظار
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
خاکریزیسم
نطع نمک
آرمانخواهی
انانيت من
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
ثقـــلیــــــن
باد صبا
گیومه
روستاي فطرت آباد
حديث هجرت
اینجا نبودن
مسک
قرارگاه
شاهد بيآورم..؟
عصیان
افکار یک من
تأملات
كوچه صداقت
آتک آویژه




شهریور 1390
مرداد 1390
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385








حاشیه....

"زندگى زیر چتر علم و آگاهى آنقدر شیرین، و انس با كتاب و قلم و اندوخته‏ها آنقدر خاطره‏آفرین و پایدار است، كه همه تلخیها و ناكامیهاى دیگر را از یاد مى‏برد."

اينقدر تو جو درس‌خوندنم كه مي‌خواستم كل اين پست را راجع به اين جمله امام(ره)بنويسم ولي گول خوردم و اين پست را نوشتم.

 

بعضي از اين عكس‌ها با مزه‌اند. ببينيد از اينجا.

 

مصاحبه دوستمون ممد قوچاني هم جالبه. اگه نخونديد بخونيد از اينجا.

 

نامه نوري‌زاد به احمدي‌نژاد را هم كه حتما خونديد. نخونديد؟!

بخونيد از اينجا.

 

اولين‌بار در سال‌هاي اول دوران دانشجويي مهدي نصيري را از طريق نوارهاي جلسات غرب‌شناسي‌اش شناختم. نوارهايي كه حاصل جلسات برگزار شده در يكي از فرهنگسراهاي تهران در دهه هفتاد بود و با حضور اساتيدي همچون حاج‌اقاي ميرباقري، شهريار زرشناس و بقيه منتقدان غرب برگزار مي‌شد و نصيري مجري جلسات بود.

البته در همان زمان نشريه صبح را هم منتشر مي‌كرد كه من نمي‌خوندم. چون هم به سنم زياد قد نمي‌داد. هم خيلي توي فضاي تهذيب نفس و اخلاص و....بودم!- خدا قبول كنه- كه فرصت پرداختن به اين مقولات را نداشتم.

فقط يادمه يه بار گير داده بود به غرضي وزير وقت مخابرات و توي چند شماره پرونده‌اي مربوط به تلفن همراه و ... را كار مي‌كرد يا گير مي‌داد به شهرداري تهران و ...

بعدها با خواندن كتاب اسلام و تجدد بيشتر با ايشون آشنا شديم.(اگه اصلا آشنايي نداريد مي تونيد اين مقاله را بخونيد.)

اخيرا كتابي چاپ كرده با عنوان فلسفه از منظر قرآن و عترت.

با همون روشي كه در اسلام و مدرنيته زير پل مدرنيته را زده، در اين كتاب زير پِل فلسفه را زده. مثل اين‌كه اثر بعدي‌اش هم قراره راجع به عرفان از منظر قرآن و عترت باشه و پنبه عرفان را هم بزنه.

كتابش را كه مي‌خونم حس يه كتاب جدي را ندارم. احساس مي‌كني داري يه سري مقالات ژورناليستي را مي‌خوني كه هرآن بايد منتظر يه افشاگري عليه فلاسفه باشي و هر لحظه بايد منتظر باشي تا يه پرونده عليه فلان فيلسوف را رو كنه.

يه بار حاج‌آقاي رهدار راجع به فرهنگستان مي‌گفتند فارغ از اين‌كه راجع به فرهنگستان علوم اسلامي قم چه نظري داشته باشيم، مباحث فرهنگستان سوالات خوبي براي ما ايجاد كرد.

فكر مي‌كنم در حد يه پست وبلاگي براي مهدي نصيري وافكارش هم همين را بايد گفت.


نوشته شده در تاریخ بیست و چهارم مهر 1386 |




Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.