![]() |
![]() |
|
. فارغ التحصيل مهندسي برق . از دانشگاه صنعتي اصفهان . كارشناس ارشد الهيات . علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل .
صفحه نخست
آرمانشهر
|
یک.من اصولا عشق شریعتی و شریعتی خوان نیستم، وقتی هم نوشتن مطلب قبلی پیشنهاد شد، بیشتر روی یکی دو سوژه نقد شریعتی فکر می کردم: ۱.نقد نگرش جامعه شناسانه و ایدئولوژیک شریعتی در قیاس با دیدگاه های فلسفی شهید مطهری و یا دیدگاه های آنتولوژیک فردیدی در فضای روشنفکری ۲.طرح مسأله تشیع علوی و تشیع صفوی با ربط دادن قضیه به تمدن سازی دینی و ..نقد بعضی دیدگاه های شریعتی در مورد صفویه دو.اما در طول یک هفته ای که به نوشتن مطلب و دکتر شریعتی فکر می کردم و مقالات و تحلیل ها و مطالبی از دکتر شریعتی و در مورد او را مطالعه می کردم، به این نتیجه رسیدم که رویکرد صرفا نقادانه به شریعتی راهگشا نیست و از جهات دیگری بسیاری از نکات مثبتی که در او و روش کار او وجود داشته در بین چهره های برخاسته از جامعه دانشگاهی ما بی نظیر بوده است. سه.من اصلا به دانشگاه بعنوان جایی که تولید کننده علمی است که به درد جامعه ما بخورد اعتقاد ندارم و هنوز هم فکر می کنم تحولات اساسی فکری فرهنگی ما در دوران اخیر در چهره هایی مثل امام خمینی و علامه طباطبایی و حوزه های علمیه اتفاق افتاده و دانشگاه اصولا چیز زیادی جز رواج پز دادن و مدرک گرایی و توهم علم و ...افسردگی های ناشی از عدم قبولی در کنکور! برای جامعه ما نداشته است. این مطلب جای بحث زیادی دارد، اما بعنوان شاهد مرتبط با حرفم یک مثال از درک قوی تر چهره ای حوزوی در صدر مشروطه: سید جواد طباطبایی - که یک نظریه پرداز سکولار است- در همایش یکصدمین سال نهضت مشروطه گفته بود که درک مرحوم نایینی از مشروطه و دموکراسی از درک خیلی از روشنفکرهایی که ما تا امروز داشتیم دقیق تر بوده و روشنفکران را به بررسی آراء ایشان دعوت کرده بود. چهار.حالا قبول داشته باشیم یا قبول نداشته باشیم که دانشگاه بدرد جامعه ما می خورد یا نه، یک واقعیت وجود خارجی دارد و آن هم سخت افزاری به اسم دانشگاه است و چه منتقد مدرنیته و دانشگاه باشیم یا مدافع آن، می توانیم و باید از این ساختار استفاده کنیم. پنج.هر سال ده ها هزار نفر وارد رشته های علوم انسانی در دانشگاه های ما می شوند. این دانشجویان اگر بچه های خوبی باشند و نمره های بیست بگیرند و حاصل تحقیقاتشان در مورد عناوین زیر باشد، هیچ کس اعتراضی ندارد؟ این که اثیرالدین اخسیتکی روز مرد یا شب مرد؟ این که آدام اسمیت با تئوری های اقتصادی اش، تولیدات فلان کارخانه را از 15سنجاق در روز به200 سنجاق رساند یا از 14 سنجاق به 200؟ این که آیا اسپینوزا شب ها دمرو می خوابید یا به پهلوی راست می خوابید؟ این که آیا مازلو در نظریه سلسه نیازهایش به روح معتقد بود یا نه؟ شش.سالی هزاران استاد و دانشجو در رشته های علوم انسانی تولید می شوند. اگر سودگرایانه به قضیه نگاه کنیم باید بگوییم حاصل تحقیقات اکثرشان دو ریال به درد جامعه نمی خورد و اگر با دیدگاه های منتقدانه نسبت به مدرنیته نگاه کنیم باید بگوییم محتوایی کاملا سکولار و به دور از دغدغه های دینی و واقعیات جامعه ما تولید و عرضه می کنند، اما هیچ کس حساسیتی به خرج نمی دهد که وااسلاما... و بودجه مملکت و عمر جوان ها چی شد... و چرا نظریه پردازی دینی نمی شه؟ هفت.بالأخره ما باید ببینیم اگر قرار است دانشگاه و علوم انسانی باشد و نظریه های تمدن ساز ارئه بدهد و ما یک جامعه دینی داشته باشیم این جامعه نظریه مدیریت می خواهد یا نه؟ نظریه جامعه شناسی می خواهد یا نه؟ نظره تربیتی می خواهد یانه؟ طبیعتا کسانی که دغدغه های اجتماعی دارند و وارد این عرصه می شوند بر کسانی که در قالب سرفصل های درسی موجود دانشگاه ها عین نظریات سکولار را تحویل مغزهای مخاطبان خود می دهند شرافت دارند.
توضیح در مورد انگشتان یک دست: این افراد شامل همکاران نظریه پردازان فوق در فلان موسسه تولید علم و جنبش نرم افزاری هستند. نه.حرص خوردنم از اینست که اگر کشور با سیاست های اقتصاددانان سکولار اداره شود و در دیگر مواردی از این دست احکامی مثل "هاشمی وارث پیغمبر است" و نظیر آن صادر می شود و کسی اعتراضی نمی کند، چون ما فقط ادبیات عرب و فقه خوانده ایم، ولی در بعضی مجامع اسم شریعتی را هم بردن قدغن است چون ایشان ریشش را با تیغ می تراشید و این خلاف احکام اسلام است. ● نوشته شده در تاریخ یکم تیر 1386 | |
|
Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|