تبليغاتX
نفســـانـــــیــــــات - من قطاری دیدم فقه می برد...


. فارغ التحصيل مهندسي برق
. از دانشگاه صنعتي اصفهان

. كارشناس ارشد الهيات
. علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل
.


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




آرمانشهر
تله پــاتی
سه الف
لعل
جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
میرزا قلی‌خان راپورتچی
هـــــــوا خـــــــوري
مسجد مجازی
عارفانه
محمد حسین ساعی
در جستجوی حقیقت
تشریک
چــای نــبــــات
تسنیم
دستان
انتظار
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
خاکریزیسم
نطع نمک
آرمانخواهی
انانيت من
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
ثقـــلیــــــن
باد صبا
گیومه
روستاي فطرت آباد
حديث هجرت
اینجا نبودن
مسک
قرارگاه
شاهد بيآورم..؟
عصیان
افکار یک من
تأملات
كوچه صداقت
آتک آویژه




شهریور 1390
مرداد 1390
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385








یک.من اصولا عشق شریعتی و شریعتی خوان نیستم، وقتی هم نوشتن مطلب قبلی پیشنهاد شد، بیشتر روی یکی دو سوژه نقد شریعتی فکر می کردم:

۱.نقد نگرش جامعه شناسانه و ایدئولوژیک شریعتی در قیاس با دیدگاه های فلسفی شهید مطهری و یا دیدگاه های آنتولوژیک فردیدی در فضای روشنفکری

۲.طرح مسأله تشیع علوی و تشیع صفوی با ربط دادن قضیه به تمدن سازی دینی و ..نقد بعضی دیدگاه های شریعتی در مورد صفویه

 

دو.اما در طول یک هفته ای که به نوشتن مطلب و دکتر شریعتی فکر می کردم و مقالات و تحلیل ها و مطالبی از دکتر شریعتی و در مورد او را مطالعه می کردم، به این نتیجه رسیدم که رویکرد صرفا نقادانه به شریعتی راهگشا نیست و از جهات دیگری بسیاری از نکات مثبتی که در او و روش کار او وجود داشته در بین چهره های برخاسته از جامعه دانشگاهی ما بی نظیر بوده است.

 

سه.من اصلا به دانشگاه بعنوان جایی که تولید کننده علمی است که به درد جامعه ما بخورد اعتقاد ندارم و هنوز هم فکر می کنم تحولات اساسی فکری فرهنگی ما در دوران اخیر در چهره هایی مثل امام خمینی و علامه طباطبایی و حوزه های علمیه اتفاق افتاده و دانشگاه اصولا چیز زیادی جز رواج پز دادن و مدرک گرایی و توهم علم و ...افسردگی های ناشی از عدم قبولی در کنکور! برای جامعه ما نداشته است.

این مطلب جای بحث زیادی دارد، اما بعنوان شاهد مرتبط با حرفم یک مثال از درک قوی تر چهره ای حوزوی در صدر مشروطه:

سید جواد طباطبایی - که یک نظریه پرداز سکولار است- در همایش یکصدمین سال نهضت مشروطه گفته بود که درک مرحوم نایینی از مشروطه و دموکراسی از درک خیلی از روشنفکرهایی که ما تا امروز داشتیم دقیق تر بوده و روشنفکران را به بررسی آراء ایشان دعوت کرده بود.

 

چهار.حالا قبول داشته باشیم یا قبول نداشته باشیم که دانشگاه بدرد جامعه ما می خورد یا نه، یک واقعیت وجود خارجی دارد و آن هم سخت افزاری به اسم دانشگاه است و چه منتقد مدرنیته و دانشگاه باشیم یا مدافع آن، می توانیم و باید از این ساختار استفاده کنیم.

 

پنج.هر سال ده ها هزار نفر وارد رشته های علوم انسانی در دانشگاه های ما می شوند. این دانشجویان اگر بچه های خوبی باشند و نمره های بیست بگیرند و حاصل تحقیقاتشان در مورد عناوین زیر باشد، هیچ کس اعتراضی ندارد؟

این که اثیرالدین اخسیتکی روز مرد یا شب مرد؟

این که آدام اسمیت با تئوری های اقتصادی اش، تولیدات فلان کارخانه را از 15سنجاق در روز به200 سنجاق رساند یا از 14 سنجاق به 200؟

این که آیا اسپینوزا شب ها دمرو می خوابید یا به پهلوی راست می خوابید؟

این که آیا مازلو در نظریه سلسه نیازهایش به روح معتقد بود یا نه؟

 

شش.سالی هزاران استاد و دانشجو در رشته های علوم انسانی تولید می شوند. اگر سودگرایانه به قضیه نگاه کنیم باید بگوییم حاصل تحقیقات اکثرشان دو ریال به درد جامعه نمی خورد و اگر با دیدگاه های منتقدانه نسبت به مدرنیته نگاه کنیم باید بگوییم محتوایی کاملا سکولار و به دور از دغدغه های دینی و واقعیات جامعه ما تولید و عرضه می کنند، اما هیچ کس حساسیتی به خرج نمی دهد که وااسلاما... و بودجه مملکت و عمر جوان ها چی شد... و چرا نظریه پردازی دینی نمی شه؟

 

هفت.بالأخره ما باید ببینیم اگر قرار است دانشگاه و علوم انسانی باشد و نظریه های تمدن ساز ارئه بدهد و ما یک جامعه دینی داشته باشیم این جامعه نظریه مدیریت می خواهد یا نه؟ نظریه جامعه شناسی می خواهد یا نه؟ نظره تربیتی می خواهد یانه؟ طبیعتا کسانی که دغدغه های اجتماعی دارند و وارد این عرصه می شوند بر کسانی که در قالب سرفصل های درسی موجود دانشگاه ها عین نظریات سکولار را تحویل مغزهای مخاطبان خود می دهند شرافت دارند.

 

هشت.مطلبی که در نوشته قبلی دنبال آن بودم این بود که دکتر شریعتی و نظریه پردازی هایش در بسیاری مسائل بیان عینی واقعیات جامعه و دردهای آن و تلاش برای یک نوع نظریه پردازی با قالب آموزه های دینی در سطح جامعه شناسی بود و از این جهت هنوز هم الگوست، ضمن این که بسیاری از نظریه پردازی هایش خیلی جلوتر از کسانی است که امروز ادعای جنبش نرم افزاری و تولید علم و...دارند و نظریاتشان هم آنقدر بومی است که معمولا تعداد معتقدان به آنها به اندازه تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد.

توضیح در مورد انگشتان یک دست:

این افراد شامل همکاران نظریه پردازان فوق در فلان موسسه تولید علم و جنبش نرم افزاری هستند.

 

نه.حرص خوردنم از اینست که اگر کشور با سیاست های اقتصاددانان سکولار اداره شود و در دیگر مواردی از این دست احکامی مثل "هاشمی وارث پیغمبر است" و نظیر آن صادر می شود و کسی اعتراضی نمی کند، چون ما فقط ادبیات عرب و فقه خوانده ایم، ولی در بعضی مجامع اسم شریعتی را هم بردن قدغن است چون ایشان ریشش را با تیغ می تراشید و این خلاف احکام اسلام است.

 


نوشته شده در تاریخ یکم تیر 1386 |




Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.