![]() |
![]() |
|
. فارغ التحصيل مهندسي برق . از دانشگاه صنعتي اصفهان . كارشناس ارشد الهيات . علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل .
صفحه نخست
آرمانشهر
|
گوش های کر، زبان های لال یکی از آشنایان که چند سالی است جلسات اخلاق آیت الله ناصری را که دوشنبه ها، در مسجد کمرزرین برگزار می شود مرتب شرکت می کند ، تعریف می کرد در این مدتی که حاج آقا تفسیر زیارت جامعه کبیره را می گفتند اول هر جلسه سخنرانیشان یک جمله ثابت بود و آن هم این مضمون که :«ما یک ترجمه ای از زیارت جامعه کبیره می گوییم...تفسیر کلام معصوم را معصوم باید بگوید...امیرالمومنین باید بگوید...حضرت سلمان باید بگوید... » و بعد هم اضافه می کردند که « ما کجا و اهل بیت کجا؟! ما کجا و درک کلام معصوم کجا؟! ما کجا و درک مقام معصوم کجا؟» یک مضمونی را از یکی از بزرگان – فیض کاشانی- می خواندم که می گفت عالم غیب و شهادت برای بعضی ها جور دیگری تعریف می شود. برای بعضی از اهل معرفت به جهت شدت انقطاع از دنیا و انس با ملکوت، عالم دنیا عالم غیب است و ملکوت عالم شهادت! حالا با این دو مقدمه ای که گفتم قرار است مطلبی راجع به بیست و هشتم ماه صفر و وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام حسن مجتبی علیه السلام بنویسم... بزرگان بعضی اوقات وقتی می خواهند نسبت حقایق، مقامات و لذت هایی را که اولیاء درک می کنند به فهم عامه بیان کنند از مثال هایی استفاده می کنند. جایی می خواندم که بزرگی در این زمینه می گفت برای فردی که به بلوغ نرسیده است هر چقدر از لذت جنسی بگویی چیزی نمی فهمد، چون اصلا قوه مربوط به این نوع درک در وجودش زنده نیست تا بفهمد از چه چیز صحبت می کنی؟ فکر می کنم درباره بعضی موضوعات، اگر آدم ساکت باشد و حرف نزند، سنگین تر باشد و خودش نشانه عقل و فهم نسبی آدم از عظمت موضوع باشد. نوشتن و گفتن از انسان کامل هم از همین سنخ است: توصیف آدم هایی تاریک از نور . نوشتن موجوداتی محدود از وجودی نامحدود. روایت نابینا از زیباترین وجود عالم. توصیف شیئی محاط از وجودی محیط. آدم های زیادی هم عصر پیامبر و ائمه علیهم السلام بودند، اما همه آنها با دیدن پیامبر و امام عمق حقیقت پیامبر و امام را نمی فهمیدند. شاید ما هم اگر بودیم و نور را نمی فهمیدیم از همان هایی می شدیم که برایشان این سوال پیش می آمد که: مال هذاالرسول یأکل الطعام و یمشی فی الأسواق...این پیامبر دیگر کیست؟ او که مثل همه غذا می خورد و در کوچه ها راه می رود؟ حقیقت انسان کامل را انسان کامل می فهمد و بهتر است در توصیف آن ها به کلام خودشان مراجعه کنیم هر چند که در اینجا هم ما فقط چیزهایی می شنویم. دو پاراگراف زیر توصیف امیرالمومنین علی علیه السلام از پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله است در خطبه یکصد و هشتم نهج البلاغه. اختاره من شجرة الأنبیاء، و مشکاة الضیاء، و ذوءابة العلیاء، و سرة البطحاء، و مصابیح الظلمة، و ینابیع الحکمة. پیامبر را از درخت تنومند پیامبران ، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاه بلند و بی همانند، از سرزمین بطحاء از چراغ های برافروخته در تاریکی ها، و از سرچشمه های حکمت برگزید. طبیب دوار بطبه ، قد أحکم مراهمه، و أحمی مواسمه، یضع ذلک حیث الحاجة إلیه، من قلوب عمی، و آذان صم، و ألسنة بکم؛ متتبع بدوائه مواضع الغفلة ، و مواطن الحیرة. طبیبی که برای درمان بیماران ، سیار است. مرهم های شفابخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته. برای شفای قلب های کور و گوش های ناشنوا و زبان های لال، آماده، و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است. ● نوشته شده در تاریخ بیست و هشتم اسفند 1385 | |
|
Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|