تبليغاتX
نفســـانـــــیــــــات - قیل و قال بی حاصل


. فارغ التحصيل مهندسي برق
. از دانشگاه صنعتي اصفهان

. كارشناس ارشد الهيات
. علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل
.


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




آرمانشهر
تله پــاتی
سه الف
لعل
جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
میرزا قلی‌خان راپورتچی
هـــــــوا خـــــــوري
مسجد مجازی
عارفانه
محمد حسین ساعی
در جستجوی حقیقت
تشریک
چــای نــبــــات
تسنیم
دستان
انتظار
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
خاکریزیسم
نطع نمک
آرمانخواهی
انانيت من
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
ثقـــلیــــــن
باد صبا
گیومه
روستاي فطرت آباد
حديث هجرت
اینجا نبودن
مسک
قرارگاه
شاهد بيآورم..؟
عصیان
افکار یک من
تأملات
كوچه صداقت
آتک آویژه




شهریور 1390
مرداد 1390
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385








تاریخ از نگاهی دیگر

 

وقتی در اولین سال های دوران راهنمایی در کتاب تاریخ این جمله حضرت علی علیه السلام در وصیت به امام حسن مجتبی علیه السلام از نهج البلاغه را برایمان نقل می کردند که " فرزندم من اگرچه به اندازه پیشینیان عمر نکرده ام، اما چندان در کار ایشان نگریسته ام و در آثارشان سیر کرده ام که همچون یکی از آن ها شدم، بلکه چندان بر امورشان آگاهی یافتم که گویی با نخستین تا آخرین آن ها زیسته ام."  تصور می کردیم که حتما حضرت چند سال وقت گذاشته اند و تاریخ تمدن ها را با حفظ کردن دقیق سال انقراض سلسله های مختلف و اسم موسسان سلسله ها و ... یادگرفته اند.

واقعیت آنست که آنچه در متون دینی ما تحت عنوان سیر در آثار گذشتگان آمده است بیش از آن که ناظر به گسترش اطلاعات کمی ما راجع به اقوام گذشته باشد ناظر به عبرت گرفتن و پندآموزی از شیوه زندگی گذشتگان با هدف بالا بردن تقوا و عبودیت ما بوده است و آنچه که امروزه در بیشتر علومی از سنخ تاریخ مطرح است، اینست که بدانیم فلان پادشاه روز مرد یا شب مرد؟ در فلان جنگ پنج هزار نفر شرکت داشتند یا پنج هزار و پانصد نفر؟

یکی از متفکران معاصر در این باره می گوید:

" یکبار می خواستم راجع به رشیدالدین فضل الله طبیب، چیزی بنویسم. از جمله مدارکی که به دستم افتاد، مقاله ای بود که ضمیمه نشریه دانشکده ادبیات تهران چاپ شده بود. خیال می کنید مضمون تمام این مقاله علامه بزرگ چه بود؟

راجع به این بود که : آیا رشیدالدین در فلان شب از سال 817 مرده است یا صبح آن؟..."

و این حکایت تاریخ و بسیاری دیگر از دانش های امروز ماست. قرآن کریم اگر به سیر در آثار گذشتگان دعوت می کند، به فرجام اندیشی دعوت می کند و می گوید "فانظرو کیف کان عاقبة الذین من قبل" و بعد هم هشدار می دهد که " والعاقبة للمتقین"

قرآن هدف خلقت را عبودیت مطرح می کند : "و ما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون". هر چیزی که در این راه و در این راستا باشد به درد می خورد و گرنه مصداق علم لا ینفع است. چه کمکی به رسیدن ما به عبودیت خدا می کند این که بدانیم فلانی در سال فلان هجری شب مرد یا روز مرد؟

جالب است که در همان نامه امام علی علیه اسلام به امام حسن علیه السلام هم که در ابتدای یادداشت آورده شد، قبل و بعد از این فراز از نامه به تقوی و یاد آخرت و حکمت عملی اختصاص دارد، و به عبارت دیگر حضرت تذکر عبرت از گذشتگان را در ضمن مفاهیم فوق و در راستای آنها مطرح می کنند.

امروز همه فکر می کنند که انباشت حجم عظیم اطلاعات یعنی علم؛ و همه حسرت دنیای جدید و تکنولوژی های جدید را می خورند که چقدر ما را جلو انداخته است؛ اطلاعات همه مناطق جغرافیای دنیا را می توانیم روی اینترنت و با Google earth  ببینیم، پس چقدر علممان زیاد شده است! یا می توانیم با موبایل های سری جدیدNokia  چند گیگا بایت حافظه را بخوانیم و استفاده کنیم، پس علم خیلی پیشرفت کرده است.

وقتی ما معتقدیم که هستی لایه های مختلفی دارد، عالم مثال یا برزخی هست ، قیامت و ملکوتی برای اشیاء هست، این همه گسترش اطلاعات در یک لایه از هستی چه دردی از ما را در مسیر عبودیت و رسیدن به رأس هرم دوا می کند؟ چقدر ارزش دارد انسان وقت بگذارد و در این هرم هستی مثلا دکترای فلان تخصص را که مربوط به یک مساحت بسیار ریز از مقطع هرم است را به دست آورد؟

اگر حضرت علی علیه السلام می گویند من تاریخ را خواندم، آن گونه که انگار با نخستین تا آخرین مردم بوده ام، بیش از آن که ناظر به یک نوع نگاه در مقطع هرم برای یافتن اطلاعات مختلف از اقوام مختلف و زندگیشان و طرز فکرشان و...باشد ناظر به سیر انفسی و رسیدن به رأس هرم هستی است که طبیعتا اشراف بر همه هستی را با خود همراه دارد و به بیان دیگر می توان گفت انسان وقتی به مقام وحدت برسد، گذشته و آینده پیش او حاضر است و رسیدن به این مقام هم با عبودیت خداوند حاصل می شود.

علم به گذشته و اطلاع از احوال گذشتگان، به تنهایی عبرت آور نیست. افراد زیادی هستند که می دانند چرا چنگیز خان مغول و آقا محمدخان قاجار مردند ولی خودشان هم همان کارهای آن ها را انجام می دهند، چون نمی توانند عبرت بگیرند.

تاریخ و مطالعه آن وقتی سودمند است که ناظر به عبودیت و عبرت گرفتن فردی یا جمعی برای ما باشد وگرنه قیل و قال بی حاصل و بررسی اطلاعاتی است که دانستن یا ندانستن آن در سعادت ما بی تأثیر است.

 

منابع:

قران کریم

نهج البلاغه

انسان و جهان- مقاله بشر و مسائل بشری رضا داوری

شرح نامه 31 نهج البلاغه استاد طاهرزاده 


نوشته شده در تاریخ بیست و هشتم فروردین 1386 |




Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.