تبليغاتX
نفســـانـــــیــــــات - در مورد جمال آفتاب


. فارغ التحصيل مهندسي برق
. از دانشگاه صنعتي اصفهان

. كارشناس ارشد الهيات
. علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل
.


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




آرمانشهر
تله پــاتی
سه الف
لعل
جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
میرزا قلی‌خان راپورتچی
هـــــــوا خـــــــوري
مسجد مجازی
عارفانه
محمد حسین ساعی
در جستجوی حقیقت
تشریک
چــای نــبــــات
تسنیم
دستان
انتظار
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
خاکریزیسم
نطع نمک
آرمانخواهی
انانيت من
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
ثقـــلیــــــن
باد صبا
گیومه
روستاي فطرت آباد
حديث هجرت
اینجا نبودن
مسک
قرارگاه
شاهد بيآورم..؟
عصیان
افکار یک من
تأملات
كوچه صداقت
آتک آویژه




شهریور 1390
مرداد 1390
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385








شرح دیوان حافظ

 

تازگی کتابی را می خوانم به اسم جمال آفتاب و آفتاب هرنظر

نوشته علی سعادت پرور که خودشان را از شاگردان علامه طباطبایی معرفی می کنند و این کتاب را با الهام از جلسات اخلاقی استاد نوشته اند.

در مقدمه می گویند:

« از ایشان(علامه طباطبایی) تقاضا شد هفته ای یک جلسه به اتفاق بعضی دوستان خدمتشان برسیم، قبول فرمودند. نویسنده سوالاتی از آیات و ادعیه و کلمات عرفا و غزلیات خواجه می نمودم، جواب می فرمودند. در این جلسه قریب دویست غزل از دیوان حافظ، خدمتشان خوانده شد که به طور مختصر و سربسته و در بعضی ابیات به طور تفصیلی بیاناتی داشتند....»

از این نویسنده قبلا یک کتاب دیگر خوانده بودم با نام فروغ شهادت در مورد قیام عاشورا ولی این کتاب جدید که دارم می خونم واقعا محشره، یک دوره ده جلدی شرح غزلیات حافظ که هر جلد هم حدود پانصد صفحه ای هست.

غزلیات مبتنی بر حالات مختلف سالک و بر اساس آیات و روایات و ادعیه تفسیر و شرح شده است، ادعیه و روایاتی که احتمالا خیلی از آنها را تا حالا نشنیده باشید. مثل این فقره از یکی از ادعیه که وقتی می خواندم فکرم را خیلی مشغول کرد:

...ولا تجعلنی یا إلهی ممن یعبد الإسم دون المعنی، والحظنی بلحظة من لحظاتک، تنور بها قلبی بمعرفتک خاصة، و معرفة أولیائک؛...

...ای معبود من! من را از آنانی قرار مده که اسم بدون معنی را عبادت می کنند، و به گوشه چشمی از نگریستنهایت به من نظر افکن، که بدان دلم  را بویژه به معرفت خود، وشناخت اولیائت روشن گردانی...

 همچنین نکته دیگری که در آن وجود دارد اینست که یک نوع سبک شرح حافظ به حافظ شبیه سبک تفسیر قرآن به قرآن علامه در آن به چشم می خورد؛ یعنی در هر غزل و بیت، ابیات نظیر آن از لحاظ معنوی را هم از زبان حافظ آورده اند.

خلاصه که از وقتی این کتاب را شروع کردم احساس می کنم حافظ و دیوان او خیلی نورانی تر از چیزی است که فکر می کردم...

البته این کتاب را می خواندم نکات زیاد دیگری هم به ذهنم رسیده که شاید بعدا راجع به آنها هم بنویسم.


نوشته شده در تاریخ بیست و دوم فروردین 1386 |




Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.