![]() |
![]() |
|
. فارغ التحصيل مهندسي برق . از دانشگاه صنعتي اصفهان . كارشناس ارشد الهيات . علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل .
صفحه نخست
آرمانشهر
|
شرح دیوان حافظ
تازگی کتابی را می خوانم به اسم جمال آفتاب و آفتاب هرنظر نوشته علی سعادت پرور که خودشان را از شاگردان علامه طباطبایی معرفی می کنند و این کتاب را با الهام از جلسات اخلاقی استاد نوشته اند. در مقدمه می گویند: « از ایشان(علامه طباطبایی) تقاضا شد هفته ای یک جلسه به اتفاق بعضی دوستان خدمتشان برسیم، قبول فرمودند. نویسنده سوالاتی از آیات و ادعیه و کلمات عرفا و غزلیات خواجه می نمودم، جواب می فرمودند. در این جلسه قریب دویست غزل از دیوان حافظ، خدمتشان خوانده شد که به طور مختصر و سربسته و در بعضی ابیات به طور تفصیلی بیاناتی داشتند....» از این نویسنده قبلا یک کتاب دیگر خوانده بودم با نام فروغ شهادت در مورد قیام عاشورا ولی این کتاب جدید که دارم می خونم واقعا محشره، یک دوره ده جلدی شرح غزلیات حافظ که هر جلد هم حدود پانصد صفحه ای هست. غزلیات مبتنی بر حالات مختلف سالک و بر اساس آیات و روایات و ادعیه تفسیر و شرح شده است، ادعیه و روایاتی که احتمالا خیلی از آنها را تا حالا نشنیده باشید. مثل این فقره از یکی از ادعیه که وقتی می خواندم فکرم را خیلی مشغول کرد: ...ولا تجعلنی یا إلهی ممن یعبد الإسم دون المعنی، والحظنی بلحظة من لحظاتک، تنور بها قلبی بمعرفتک خاصة، و معرفة أولیائک؛... ...ای معبود من! من را از آنانی قرار مده که اسم بدون معنی را عبادت می کنند، و به گوشه چشمی از نگریستنهایت به من نظر افکن، که بدان دلم را بویژه به معرفت خود، وشناخت اولیائت روشن گردانی... همچنین نکته دیگری که در آن وجود دارد اینست که یک نوع سبک شرح حافظ به حافظ شبیه سبک تفسیر قرآن به قرآن علامه در آن به چشم می خورد؛ یعنی در هر غزل و بیت، ابیات نظیر آن از لحاظ معنوی را هم از زبان حافظ آورده اند. خلاصه که از وقتی این کتاب را شروع کردم احساس می کنم حافظ و دیوان او خیلی نورانی تر از چیزی است که فکر می کردم... البته این کتاب را می خواندم نکات زیاد دیگری هم به ذهنم رسیده که شاید بعدا راجع به آنها هم بنویسم. ● نوشته شده در تاریخ بیست و دوم فروردین 1386 | |
|
Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|