![]() |
![]() |
|
. فارغ التحصيل مهندسي برق . از دانشگاه صنعتي اصفهان . كارشناس ارشد الهيات . علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل .
صفحه نخست
آرمانشهر
|
حاشیه... ● چقدر اين عصرهاي جمعه در روزهاي پاييز و زمستان، گرفته است. ● مهندس حريرچيان از فعالان فرهنگي شهر اصفهان و از جانبازان دوران دفاع مقدس به رحمت ايزدي پيوست. اگر اينجا را ميخوانيد براي شادي روحشان صلواتي بفرستيد و اگر حوصله بيشتري داريد حمد و سورهاي هم بخوانيد. ● يكجايي كامنت گذاشتهام كه « خيرالپست ما قل و دل و لم يمل»؛ بهترين پستها آنست كه كوتاه باشد،بر موضوع دلالت كند و ملالت ايجاد نكند. اين آموزه از احاديث ساختگي خودم و تجربه قريب به سه سال وبلاگنويسياست.
ديدن ويژهنامه كتاب ماه دين( شماره ۱۴۲، مردادماه ۱۳۸۸،قابل دانلود از اينجا) با موضوع نقد اين كتاب باعث شد تا اين پست را بنويسم. اين ويژهنامه كاملترين مجموعهاي بودهاست كه تاكنون در نقد اين كتاب ديدهام. خردنامه همشهري هم در يك شماره مطالبي راجع به اين كتاب منتشر كرد ولي اين ويژهنامه كاملتر به موضوع پرداختهاست. دو نقد حجت الاسلام طارمي به همراه پاسخهاي مدرسي طباطبايي و نيز خلاصه كتاب به همراه گزارشي از آن از مطالب قابل استفاده اين ويژهنامه است. حرف كلي كتاب اينست كه با توجه به مقتضيات فكري و فرهنگي قرون اول هجري، بسياري از اين مرزبنديهاي كلامي سفت و سخت كه در ادبيات كلامي شيعه وجود دارد عملا امكانپذير نبودهاست. مثلا خيلي از شيعيان راجع به تعداد ائمه علم كافي نداشتهاند، يا اين كه تلقي از عصمت به اين شكل كه اكنون در كلام شيعه وجود دارد آن موقع در تلقي شيعيان وجود نداشتهاست و ... البته من خواندن اين كتاب را فقط به محققان و اساتيد توصيه ميكنم. ولي يكي از نكات حاشيهاي كه همان موقع (قبل از حوادث اخير!) در خواندن كتاب برايم جلب توجه كرد داستان برخي وكلاي ائمه بود كه بعدا پول ائمه را بالا كشيدند و رفتند! بعنوان نمونه در ص ۵۲ كتاب از عروة بن يحيي دهقان نام ميبرد كه وكيل ارشد امام حسن عسكري(ع) در بغداد بود و بعدها به دليل اختلاس در وجوه مالي مورد لعن ايشان قرار گرفت. يا در جاي ديگر از فردي ميگويد كه در زمان يك امام وكيل حضرت بود و بعد از فوت امام با امام بعدي بيعت نكرد و پولها را برداشت و رفت و ايستادگياش در مقابل امام بعدي باعث شد تا ايشان براي كسي كه اين شخص را بكشد تا آخر عمر مقرري ماهانه تعيين كند! البته راجع به اين كه اين وكلا در چه حدودي وكالت داشتند و آيا فقط در مسائل مالي وكيل بودند يا مثلا جايگاهي شبيه به نواب اربعه داشتند و در همه مسائل ديني نماينده امام(ع) بودند بحث هايي بين محققان وجود دارد اما حداقل قابل قبول مسأله اينست كه در يك زمان در حيطه مسائل مالي، مسئول منصوب و مورد اعتماد امام بودند. خلاصه اينكه تا يك مدت مديدي راجع به اين موضوع، البته بيشتر از بعد اخلاقي و معرفتي فكر ميكردم و اين كه چقدر بايد به درگاه خدا التجا كرد تا انسان را از لغزشها حفظ كند. و اينكه امكان لغزش و سقوط شديد آدمها، حتي آدمهايي كه منصوب و مورد اعتماد امام معصوم بودهاند نيز وجود دارد. آن هم براي چي؟ براي يك مشت پول، براي مقام... ● نوشته شده در تاریخ یکم آبان 1388 | |
|
Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|