تبليغاتX
نفســـانـــــیــــــات


. فارغ التحصيل مهندسي برق
. از دانشگاه صنعتي اصفهان

. كارشناس ارشد الهيات
. علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل
.


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




آرمانشهر
تله پــاتی
سه الف
لعل
جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
میرزا قلی‌خان راپورتچی
هـــــــوا خـــــــوري
مسجد مجازی
عارفانه
محمد حسین ساعی
در جستجوی حقیقت
تشریک
چــای نــبــــات
تسنیم
دستان
انتظار
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
خاکریزیسم
نطع نمک
آرمانخواهی
انانيت من
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
ثقـــلیــــــن
باد صبا
گیومه
روستاي فطرت آباد
حديث هجرت
اینجا نبودن
مسک
قرارگاه
شاهد بيآورم..؟
عصیان
افکار یک من
تأملات
كوچه صداقت
آتک آویژه




شهریور 1390
مرداد 1390
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385








حاشیه....

 

اين قسمت لينك هاي روزانه وبلاگ  دوستم يونس در اقيانوس را هم  گه گاه نگاه كنيد.

لينك هاي خوبي ميذاره.

 

حالا هي بگيد اين احمدي نژاد چي كار كرده  و اين حرفا چيه ميزنه و ...

خانم منيژه حكمت هم مصاحبه كردند گفتند ستاد مردمي راه ميندازم براي تبليغ فيلمم!

فراگيري گفتمان احمدي نژاد را داريد؟!

 

مجموعه اي جديد از مقالات شهيد آويني در دست چاپ.

 

 

نمی دونم شما چند بار توفيق پيدا كرديد كما و نقاب و تله و  اخراجی ها و  .... را در اتوبوس ببينيد؟

تازه اگه شانس آورده باشيد و شاگرد راننده فیلم هندی نذاره.

فیلم های هندی مورد علاقه شاگرد راننده ها هم معمولا اینجوریند(البته من واقعا نمی دونم سینمای هند فیلم دیگه ای هم غیر از این فیلم های اتوبوسی داره یا نه؟):

 

چند نفر که قراره بهشون ارث برسه یا یه نفر که با یک کار پردرآمد غیرقانونی قراره یه دفعه پولدار بشه(کلا توهم یک زندگی مدرن امریکایی برای یک عده بدبخت)

+

یک دختر و پسر که این وسط یهو فقط با یک نگاه عاشق هم می شوند و ...

 

یک سری فیلم های دیگر مورد علاقه شاگرد راننده ها فیلم های بازاری سینمای ایرانند، فیلم هایی که گلزار و امین حیائی و هدیه تهرانی و  شریفی نیا و امثالهم معمولا توش بازی می کنند.

این فیلم ها هم معمولا خالی از توهمات نیستند ولی بالأخره تا حدی قابل تحملند، آدم از باب رصد فضای فرهنگی جامعه هم که شده می تونه فیلم را با دقت ببینه.

ولی تو این دو سه بار آخر تو اتوبوس یک فیلم هایی دیدم که در حد دسته سه لیگ یونان هم نیستند.

یک فیلمی بود – فکر کنم اسمش مزد عشق بود- که کل داستان مسخره اش این بود که یک عده ای میخواستند به واسطه انتشار عکس های خصوصی یک زوج جوان که دیالوگ های تهوع آوری هم با محوریت عشق و این صحبتا داشتند، اخاذی کنند و مدام در فیلم از طرفی گفته می شد که عکس هایتان را می گذاریم روی سایت دانشگاهتون! و از طرف دیگه توی این دوره و زمونه دیجیتال هی تکرار می شد که باید پول بدهید تا نگاتیوهای عکس ها(دقت کردید نگاتیو عکس ها!) را پس بگیرید!

جالبه که همین فیلم را صدا و سیمای خودمون هم چند هفته پیش پخش کرد.

یک فیلم دیگه ای هم بود که این دفعه دیدم به اسم اکسیر عشق یا نمی دونم چی چی عشق.

هر چی از دیالوگ های مسخره فیلم و تحول های ناگهانی شخصیت ها در اثر برخورد با جملات کلیشه ای مثبت همدیگر در طول فیلم بگم کم گفتم. اگه سوهان روح می خواید حتما این فیلم را ببینید:

"پدر پولدار سرمایه دار:من چی براتون کم گذاشتم؟ پول ندادم بهتون؟ آب ندادم ؟نون ندادم؟...

پسر(در حالی که از اول فیلم تا حالا دو زار به این حرفا نمی خوره): معنویت! معنویت پدر!"

به نظرم برای همه دیالوگ های فیلم می توان حداقل سه تا از این شکلکلها گذاشت:

واقعا بعضی از این فیلم ها را می بینم تو شعور نویسندگان و سازندگانشون شک می کنم و بیشتر از اون هم اعصابم خورد می شه که حالا بي خيال سينماي دغدغه مند و معطوف به مسائل و مشكلات جامعه؛چرا یک نویسنده و کارگردان باید این قدر مخاطبش را احمق فرض کنه که این داستان های بی سر و ته را بیآد فیلم کنه. آخه یه کمی خلاقیت، دوزار شخصیت پردازی، دو زار بازی با خیال....هیچی نداره بعضی از این فیلمها. اگه مش حسن بقال سر کوچه ما هم می خواست فیلمنامه بنویسه بهتر از این می نوشت. همه اش روزمرگی و حرف های کوچه بازاری و...

در مقایسه با این تولیدات بازاری توی این N باری که با اتوبوس بین اصفهان تهران رفتم دو سه باری که فیلم امریکایی گذاشتند اصلا حرص نخوردم. حداقل فیلم یک داستان محکم و هیجان انگیز داشت که ذهن را مشغول می کرد.

اصلا من نمیدونم چرا هیچ وقت تو اتوبوس که معمولا هم مثلا تو مسیر اصفهان - تهران بیشتر مسافرهاش دانشجو هستند یک فیلم نیمچه روشنفکری پخش نمی شه؟

چرا همه باید سلیقه بازاری شاگرد راننده را تحمل کنند؟


نوشته شده در تاریخ بیست و نهم تیر 1387 |




Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.