![]() |
![]() |
|
. فارغ التحصيل مهندسي برق . از دانشگاه صنعتي اصفهان . كارشناس ارشد الهيات . علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل .
صفحه نخست
آرمانشهر
|
حاشیه.... ● لينك هاي خوبي ميذاره.
● حالا هي بگيد اين احمدي نژاد چي كار كرده و اين حرفا چيه ميزنه و ... خانم منيژه حكمت هم مصاحبه كردند گفتند ستاد مردمي راه ميندازم براي تبليغ فيلمم! فراگيري گفتمان احمدي نژاد را داريد؟! ● مجموعه اي جديد از مقالات شهيد آويني در دست چاپ.
تازه اگه شانس آورده باشيد و شاگرد راننده فیلم هندی نذاره. فیلم های هندی مورد علاقه شاگرد راننده ها هم معمولا اینجوریند(البته من واقعا نمی دونم سینمای هند فیلم دیگه ای هم غیر از این فیلم های اتوبوسی داره یا نه؟):
چند نفر که قراره بهشون ارث برسه یا یه نفر که با یک کار پردرآمد غیرقانونی قراره یه دفعه پولدار بشه(کلا توهم یک زندگی مدرن امریکایی برای یک عده بدبخت) + یک دختر و پسر که این وسط یهو فقط با یک نگاه عاشق هم می شوند و ... یک سری فیلم های دیگر مورد علاقه شاگرد راننده ها فیلم های بازاری سینمای ایرانند، فیلم هایی که گلزار و امین حیائی و هدیه تهرانی و شریفی نیا و امثالهم معمولا توش بازی می کنند. این فیلم ها هم معمولا خالی از توهمات نیستند ولی بالأخره تا حدی قابل تحملند، آدم از باب رصد فضای فرهنگی جامعه هم که شده می تونه فیلم را با دقت ببینه. ولی تو این دو سه بار آخر تو اتوبوس یک فیلم هایی دیدم که در حد دسته سه لیگ یونان هم نیستند. یک فیلمی بود – فکر کنم اسمش مزد عشق بود- که کل داستان مسخره اش این بود که یک عده ای میخواستند به واسطه انتشار عکس های خصوصی یک زوج جوان که دیالوگ های تهوع آوری هم با محوریت عشق و این صحبتا داشتند، اخاذی کنند و مدام در فیلم از طرفی گفته می شد که عکس هایتان را می گذاریم روی سایت دانشگاهتون! و از طرف دیگه توی این دوره و زمونه دیجیتال هی تکرار می شد که باید پول بدهید تا نگاتیوهای عکس ها(دقت کردید نگاتیو عکس ها!) را پس بگیرید! جالبه که همین فیلم را صدا و سیمای خودمون هم چند هفته پیش پخش کرد. یک فیلم دیگه ای هم بود که این دفعه دیدم به اسم اکسیر عشق یا نمی دونم چی چی عشق. هر چی از دیالوگ های مسخره فیلم و تحول های ناگهانی شخصیت ها در اثر برخورد با جملات کلیشه ای مثبت همدیگر در طول فیلم بگم کم گفتم. اگه سوهان روح می خواید حتما این فیلم را ببینید: "پدر پولدار سرمایه دار:من چی براتون کم گذاشتم؟ پول ندادم بهتون؟ آب ندادم ؟نون ندادم؟... پسر(در حالی که از اول فیلم تا حالا دو زار به این حرفا نمی خوره): معنویت! معنویت پدر!" به نظرم برای همه دیالوگ های فیلم می توان حداقل سه تا از این شکلکلها گذاشت: واقعا بعضی از این فیلم ها را می بینم تو شعور نویسندگان و سازندگانشون شک می کنم و بیشتر از اون هم اعصابم خورد می شه که حالا بي خيال سينماي دغدغه مند و معطوف به مسائل و مشكلات جامعه؛چرا یک نویسنده و کارگردان باید این قدر مخاطبش را احمق فرض کنه که این داستان های بی سر و ته را بیآد فیلم کنه. آخه یه کمی خلاقیت، دوزار شخصیت پردازی، دو زار بازی با خیال....هیچی نداره بعضی از این فیلمها. اگه مش حسن بقال سر کوچه ما هم می خواست فیلمنامه بنویسه بهتر از این می نوشت. همه اش روزمرگی و حرف های کوچه بازاری و... در مقایسه با این تولیدات بازاری توی این N باری که با اتوبوس بین اصفهان تهران رفتم دو سه باری که فیلم امریکایی گذاشتند اصلا حرص نخوردم. حداقل فیلم یک داستان محکم و هیجان انگیز داشت که ذهن را مشغول می کرد. اصلا من نمیدونم چرا هیچ وقت تو اتوبوس که معمولا هم مثلا تو مسیر اصفهان - تهران بیشتر مسافرهاش دانشجو هستند یک فیلم نیمچه روشنفکری پخش نمی شه؟ چرا همه باید سلیقه بازاری شاگرد راننده را تحمل کنند؟ ● نوشته شده در تاریخ بیست و نهم تیر 1387 | |
|
Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|