تبليغاتX
نفســـانـــــیــــــات


. فارغ التحصيل مهندسي برق
. از دانشگاه صنعتي اصفهان

. كارشناس ارشد الهيات
. علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل
.


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ




آرمانشهر
تله پــاتی
سه الف
لعل
جـایی بـرای بـودن
یونـــــس در اقـــیانــوس
میرزا قلی‌خان راپورتچی
هـــــــوا خـــــــوري
مسجد مجازی
عارفانه
محمد حسین ساعی
در جستجوی حقیقت
تشریک
چــای نــبــــات
تسنیم
دستان
انتظار
یادداشت‌های يك بزبزقندی نگران
آغاز در نهایت
محمد معماریان
خاکریزیسم
نطع نمک
آرمانخواهی
انانيت من
فيلمسازی كه عاشق سينما نيست
ثقـــلیــــــن
باد صبا
گیومه
روستاي فطرت آباد
حديث هجرت
اینجا نبودن
مسک
قرارگاه
شاهد بيآورم..؟
عصیان
افکار یک من
تأملات
كوچه صداقت
آتک آویژه




شهریور 1390
مرداد 1390
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آرشيو








حاشیه....

 

به به! دوستمون هم كه تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري شون رو از الآن شروع كردند.

 

اين لينك هم از توليدات دوستان قديمي در دانشگاه صنعتي و از علماي فعلي است.

 

اين لينك هم بنا به درخواست وبلاگ جايي براي بودن و همچنين براي تحكيم دوستي ها اينجا قرار داده مي شود.

(تبليغات شما را در وبلاگ نفسانيات با تخفيف ويژه پذيراييم!)

 

عكس از خودم با موبايل جديدم!۱. اصولا در تحليل وضعيت فرهنگي حال حاضر ما دو دسته تئوري وجود دارد. دسته اول تئوري‌هاي خوشحال‌كننده مديران هستند كه ايده محوري آن‌ها اينست كه نگران نباشيد اوضاع خوبست.

همه چيز سرجاي خودش است. جوان‌ها به اسلام و انقلاب علاقه شديد دارند و اگر توليدات فرهنگي ما در بعضي زمينه ها كم است به اين دليل است كه اصولا بسياري از توليدات فرهنگي ما قابل ارزيابي كمي نيست و الخ.

دسته دوم از تحليل‌ها در نقطه مقابل بيانگر اين مطلب هستند كه ما هر روز به لحاظ فرهنگي توخالي تر مي‌شويم و در اين وضعيت فقط شعارها و ادعاهاي ماست كه زيادتر مي‌شود. بيشتر تحليل هاي روشنفكري از وضعيت ما نهايتا به تحليل‌هاي دسته دوم مي‌رسد.

من هم با وجود اين‌كه قلبا دوست دارم تحليل‌هاي دسته اول صادق باشند در عمل آشفتگي‌اي در مسائل فرهنگي خودمان مي‌بينم كه گاهي مجبور مي‌شوم به اين نتيجه برسم كه تحليل‌هاي دسته دوم به واقعيت نزديكترند.

۲. در نمايشگاه كتاب امسال بواسطه كاري كه با چند نفر از دوستان قبول كرده بوديم سالن اصلي بيست و يكمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران را كه مربوط به ناشران عمومي است غرفه به غرفه و ناشر به ناشر بررسي مي‌كرديم. تقريبا هر روز و هر روز بيش از هشت ساعت فقط در سالن ناشران عمومي پرسه مي زديم.

اين مطلب را گفتم كه گفته باشم از روي مشاهده حرف مي‌زنم نه راه هوا....

*ادامه‌اش را هم ببينيد*


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ بیست و یکم اردیبهشت 1387 |




حاشیه....

 

چند وقته افسردگي حاد گرفتم. آمار بازديدكننده‌هاي وبلاگم كم شده . چرا به نظر شما؟

 

آدم بعضي وقت ها حرصش از اين خبر رساني و جنجال سايت تابناك درميآد.

بعضي تحليل‌هاي توهمي و شيوه خبر رساني خود استراتژيست پندارانه شون را كه مي‌بينه يقين مي‌كنه كه بعضي‌هاشون بايد حتما يه دور به يه روانپزشك مراجعه كنند.

 

فيلم هاي سايت مركز اسناد ديدنيند. بخصوص اين فيلم صحبت هاي علامه راجع به شهيد مطهري. 

 

اين صحبت هاي آيت الله جوادي آملي راجع به دانشگاه اسلامي هم پيشنهاد مي‌شود.

دانلود كنيد از اينجا

 

مقاله اصلي اين صفحه هم از توليد علم‌هاي ماست. بخوانيد و نظر بدهيد.

 

1.هر چند در تاريخ قضاياي شرطي موضوعيت ندارد اما براي درك اهميت وجود برخي افراد در تاريخ تفكر مي‌توان تاريخ را بدون حضور آن‌ها تصور نمود و تفاوت‌هاي احتمالي حضور يا عدم حضورشان را بررسي كرد.

مثلا مي‌توان به اين موضوع فكر كرد كه اگر افلوطين و آموزه‌هاي نوافلاطوني نبودند تاريخ تفكرات ديني چه وضعيتي پيدا مي‌كرد؟

در اين شرايط فرضي آيا فلسفه هاي ديني به اين اندازه رشد مي‌كرد و مجال طرح مي‌يافت؟

اگر امثال فارابي و ابن سينا نبودند و در ابداع مواد ثلاث و وجود و ماهيت موجودات كوشش نمي‌كردند تاريخ تفكر اسلامي با آنچه اكنون به دست ما رسيده است چقدر تفاوت مي‌كرد؟

اگر تاريخ حديث شيعه بدون كليني و كتاب كافي رقم مي‌خورد متأخران او چه دستمايه‌اي براي تأمل و تحقيق و تفكر در اين جوزه در اختيار داشتند؟

شايد تأمل در اين موضوع و نتايج متصوَّر از چنين خلأي ما را با حديث "العلماء ورثة الأنبياء" همراه سازد و به اين نتيجه ضمني برسيم كه برخي از بزرگان تاريخ تفكر در هدايت بشر شأني دارند كه با نبودن آن‌ها و فقدان آموزه‌هاي تبيين‌‌شده از سوي ايشان گويي دري از هدايت به روي خلق بسته مي‌شد و مخالف قاعده لطف حق‌تعالي اتفاق مي‌افتاد.

 

2. شايد بواسطه افراط و تفريط‌ها در تبليغات، تصوير آثار شهيد مطهري بصورتي كليشه‌اي و تكراري در ذهن بسياري از ما ثبت شده باشد اما واقعيت اينست كه در بسياري از مقولات مبتلابه فكر ديني در دوران ما كارهاي شهيد مطهري قابل اغماض نيستند، بلكه مي‌توان گفت در بعضي حوزه‌‌ها اگر كارهاي شهيد مطهري را كنار بگذاريم هيچ اثر قابل تأمل ديگري در طول 50 سال گذشته پيدا نخواهيم كرد......

 * كوتاهه، ادامه‌اش را هم ببينيد*


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ دوازدهم اردیبهشت 1387 |




 حاشیه....

 

اين سايت هاي خريد اينترنتي كتاب جالبند، ببينيد(+، +)

بخصوص سايت آدينه بوك كه بانك  نسبتا جامعي در اين زمينه فراهم كرده.

 

من هم با بعضي ها كه گفتند ما تخم‌مرغ هايمان را بيش از حد در سبد سياست ريخته‌ايم صرفا راجع به همين اظهار نظر موافقم.اما بعضي حرف‌هاي سياسي را آدم اگه نزنه تو گلوش مي‌مونه. يكي‌اش نوشتن راجع به بساط كروبي و دار و دستشه.

كارهاي شيخ اصلاحات من رایاد این روایت می اندازد:

 

يَهرَمُ ابنُ آدَمَ وتَشِبُّ مِنهُ اثنَتانِ : الحِرصُ والأمَل

آدمي‌زاد پير مي‌شود و دو چيز در او جوان مي‌گردد: آزمندي و آرزو

 

در قسمتي از رمان « از به » دختري هست كه با قهرمان اصلي داستان وعده مي‌كنه و يك ربع دير مي‌رسه سر قرار.

وقتي دليلش رو ازش مي‌پرسند توضيح مي‌ده كه كلا آدم سر هر وعده‌اي يك ربع دير برسه كلاس‌ داره!

من هم در همين راستا و همين‌طور براي اين كه اساتيد متوجه شوند كلاس بدون حضور بنده با چه ثلمه‌ي عظيمي مواجه مي‌شه اين هفته كلا قيد شركت در كلاس‌هام را زدم.

اصولا آدم مي‌تونه در ترم سه هفته غيبت داشته باشه، چرا از اين امكانات استفاده نكنه؟!

البته دل‌تنگي براي اهل اصفهان و فرار كردن از شلوغي‌هاي تهران هم مزيد بر علت بود.

اين‌قدر دلم تنگ شده براي اصفهان كه چند ساعتي را بدون اين‌كه كار خاصي داشته باشم صرف خيابان گردي و تماشاي آدم‌ها در چهارباغ و دروازه دولت و ميدان امام و .... مي‌كنم.

نماز را هم مي‌روم مسجد حكيم پشت سر آيت‌الله مظاهري. دلم براي پيرمردهاي غرغرويي كه موقع نماز شلوارشون را در ميآرند و با زيرشلواري راه‌راه نماز مي‌خونند تنگ شده بود!

چقدر خوب مي‌شد اگه ما اصفهاني‌ها يه مقدار از اين باريك بيني و تنگ‌نظري مون كم مي‌شد.

به هر كسي مي‌رسي احساس مي‌كني در نگاه اول سر تا پات را برانداز مي‌كنه.

انگار اينجا آدم‌ها كمتر چشم ديدن موفقيت همديگر را دارند.

از طرفي اين فضاي تنگ آدم را ترغيب مي‌كند كه بي‌خيال اصفهان و از طرفي هم چيزهايي خوبي در اصفهان هست كه جاي ديگر پيدا نمي‌شود....


نوشته شده در تاریخ پنجم اردیبهشت 1387 |




Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:.